اگر امام موسي صدر آزاد نشود نام زندان او را در ليبي فاش ميكنيم
خبرگزاری فارس، 1387/12/22
خبرگزاري فارس: دبيركل يك حزب ليبيايي در بيانيهاي هشدار داد، اگر سرهنگ "معمر قذافي " رهبر ليبي، امام موسي صدر و همراهانش را آزاد نكند، نام زندان و زندانبانان او را فاش ميكنيم.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "الوحده "، "عيسي عبدالمجيد منصور " بنيانگذار و دبيركل جبهه نجات "التبو " كه از احزاب معارض ليبيايي به شمار ميآيد بر زندهبودن امام موسي صدر، رهبر ايراني شيعيان لبنان و همراهان وي در زنداني در جنوب ليبي تأكيد كرد.
وي افزود: امام موسي صدر، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين، همراهان وي همچنان در يكي از بازداشتگاههاي ليبي در جنوب هستند و ما اطلاعات قطعي درباره محل نگهداري آنان در دست داريم.
دبيركل جبهه نجات "التبو " تهديد كرده است كه اگر اين افراد كه قذافي آنها را به زور ربوده است از زندانهاي ليبي آزاد نشوند، نام و نشاني زندان و اسامي مسؤولان اين زندانها را منتشر خواهد كرد.
امام موسي صدر، رهبر شيعيان لبنان و هيأت همراه وي در روز نهم شهريور سال 1357 در جريان سفري رسمي به ليبي به دعوت قذافي ربوده شدند و بنا بر اطلاعات پليس بينالملل و دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي برخي كشورها همچنان در زندانهاي اين كشور محبوس هستند.
در بیانیه پایانی کنفرانس فلسطین در تهران ، در بند نوزدهم !!! بر آزادی امام موسی صدر تاکید شده است بی آنکه به کشور رباینده ، لیبی و یا شخص سرهنگ قذافی اشاره شود . هر چند متن زیر دارای اشکالات فراوانی است اما همین اندازه که نام امام موسی در کنفرانس فلسطین در تهران! زنده شد و خاری در چشم بسیاری جای امیدواری دارد .
و حالا متن خبر که فقط در سایت موسسه امام صدر منعکس شد:
شرکت کنندگان در چهارمین کنفرانس بین المللی حمایت از فلسطین که با عنوان «حمایت از فلسطین، مظهر مقاومت؛ غزه قربانی جنایت» و بنا به دعوت مجلس شورای اسلامی در روزهای 14 و 15 اسفند ماه سال 1387 هجری شمسی (4 و 5 مارس 2009 میلادی) با شرکت روسای مجالس بیست کشور و هیئت های پارلمانی، علما ، اندیشمندان و شخصیت های مبارز کشورهای مختلف جهان، برگزار شد، در بیانیه پایانی خود خواستار روشن شدن مسئله امام موسی صدر و بازگشت ایشان به میدان جهاد و فداکاری شدند. در این بیانیه آمده است:
"با تصدیق اینکه تهاجم گسترده رژیم صهیونیستی به نوار غزه که بر اساس قواعد حقوق بشر و کنوانسیون چهارم ژنو، به دلیل استفاده از سلاح های ممنوعه، مصداق جنایت جنگی و نابودی دسته جمعی محسوب می شود، با حمایت از مبارزات و مقاومت ملت فلسطین برای استیفای حقوق طبیعی، مسلم و شناخته شده خود در تعیین سرنوشت، تشکیل دولت یکپارچه فلسطین در کلیه سرزمین های فلسطین اشغالی و نیز حقوق انکار ناپذیر و غیرقابل مذاکره آوارگان و پناهندگان فلسطینی در بازگشت به خانه و سرزمین اجدادی خود.
با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای فلسطین خصوصاً شهدای اخیر تهاجم رژیم صهیونیستی به نوار غزه، بر موارد ذیل تأکید می نماییم:
...
19- در روز غزه و فلسطین یاد مردان و رهبرانی چون امام غایب سید موسی صدر که جان خویش را در راه مسئله فلسطین و تأمین حقوق ملت فلسطین قربانی نموده و اینک میدان های مقاومت از وجود آنان بی بهره است، گرامی داشته و خواهان روشن شدن این مسئله و بازگشت ایشان به میدان جهاد و فداکاری می باشیم.
..."
امام موسی صدر و دو همراه ایشان در تاریخ 9 شهریور 1387 در سفری رسمی به لیبی ربوده و در آن کشور زندانی هستند.
سلام؛از نامهاي خداست...
دو مخاطب عزيز در كامنتهايي خصوصي پيرامون پست پيشين نكاتي را متذكر شدهاند.
اولا از ادب و احترام ايشان و ثانيا از انتقاداتشان تشكر ميكنم.
خواهر عزيزم در دو كامنت انتقاداتي را درباره جمله« او هم حتما اين روزها به تكرار يك رياست شيرين...» مطرح نموده و به دفاع از سيدمحمد خاتمي پرداخته و تفاوتهاي عميق سيدمحمد با احمدينژاد را يادآور شده است و اين نوع قضاوت درباره افرادي چون خاتمي را نوعي بيتقوايي دانسته. نكاتي كوتاه را در جواب عرض ميكنم:
به تفاوتهاي سيدمحمد خاتمي با احمدينژاد آگاهم. و چشمم را بر دستاوردهاي دولت او نبستهام. از تفاوت عملكرد او در پرونده امامصدر با ديگر دولتها نيز بي اطلاع نيستم. هرچند اين تفاوت نتيجه خاصي نداشته است.
در اينجا بايد تاكيد كنم كه انتقاد من از سيدمحمد خاتمي به معني حمايتم از محموداحمدينژاد نيست. ميشود هم از خاتمي انتقاد كرد و هم طرفدار احمدينژاد نبود. و نيز مي شود با وجود اين انتقادات در فصل انتخابات به حمايت از خاتمي پرداخت. اما نه حمايت يك مريد از مراد، تنها حمايتي از سر عقلانيت، براي انتخاب كردن بد بهجاي بدتر.
از خواهر عزيزم و ديگر مخاطبان تقاضا دارم يكبار ديگر آنچه را در گوشه سمت چپ وبلاگ نوشتهام بخوانند.
اما برادر ناصحم، بدون در نظر داشتن شخص خاصي در يك تذكر كلي، لزوم حفظ حرمت همه مسئولان كشور را يادآور شده و ابراز اميدواري كرده است با عينك صدري يا غيرصدري به پديدهها نگاه نكنم تا از اشتباه در قضاوت دور باشم.
بايد بگويم در اين موارد كاملا با شما همراي و همداستانم. و در مقدمهاي كه بر پست قضاوت عقلاني نوشتهام اين شيوه قضاوت را كه مبتني بر دلبستگي يا به قول شما«عينك» است را نقد كردهام. درمورد دغدغه شما يعني «عينك صدري يا غيرصدري» بايد به طور خاص تاكيد كنم، به عنوان يك جوان شيعه، تنها قرآن و سنت و سيره و كلمات رسول گرامي اسلام و اهلبيتش را به عنوان ميزان و معيار برگزيدهام. و اساسا اغراق در اهميت سيره و سخنان بزرگاني چون امام خميني و امام صدر را نوعي بتپرستي و شرك خفي ميدانم. اين دو عزيز نيز اگر بهحق به عنوان دو امام بزرگ امت در اين عصر لقب گرفتهاند، پرورشيافتگان و پيروان راستين مكتب قرآن و رسول و اهلبيت رسول بودهاند.
درباره لزوم حفظ حرمت همه مسئولان نيز با شما موافقم. اما حق انتقاد و نصيحت را براي خود محفوظ مي دانم. زيرا در جايي كه آن ابرمرد معصومِ از گناه، اميرالمومنين علي -كه جانم فداي او باد- با ورود به عرصه سياست و حكومتداري اين حق را براي مردم به رسميت مي شناسد؛ چگونه ميتوان مردمان را از حق انتقاد و نصيحت حاكمان و مسئولان غيرمعصوم محروم كرد؟
همه هويت سياسي من به عنوان يك جوان شيعهي علي در اين كلمات مولاي معصومم نهفته است:
«...با من آنچنان كه با حاكمان جبار سخن مي گويند، سخن مگوييد. و از من، آنسان كه از مردم عصباني و تندخو فاصله ميگيرند، فاصله مگيريد. و وقتي به من نزديك ميشويد ظاهرسازي نكنيد و تصور نكنيد كه اگر حقي به من گفته شود بر من سنگين خواهد بود. و گمان نكنيد كه من ميل دارم مرا بزرگ بداريد. زيرا اگر كسي چنان باشد كه وقتي حقي به او گفته شود بر او سنگين آيد يا عدالتي به او گوشزد شود، ناراحت شود؛ بيگمان از اجراي حق و عدالت، بيشتر ناراحت خواهد شد. پس از بيان حق يا مشورت در خصوص عدالت، منصرف نشويد زيرا من اگر خودم باشم، آنچنان برتر نيستم كه خطا نكنم و در كار خويش از خطا ايمن باشم، مگر آنكه خداوند مرا كمك كند كه او البته از خود من بر من تواناتر است...»
