چهره ها، همان عواملي كه در جامعه توسعه نيافته اي مانند ايران حتي بيش از نهادهاي سياسي و اجتماعي حائز اهميت هستند.[1]
هر كس اين خصوصيت فضاي سياسي و اجتماعي ايران را ناديده بگيرد و چگونگي رويكرد به يك مطالبهي سياسي را بر اساس روشهاي متداول و مرسوم تحليل كند، به اشتباه همهي راهها را بسته خواهد ديد.
مسئله پيگيري آزادي امامموسيصدر را نيز بايد در اين فضا تعريف كرد:
گفتمان مخالفان و موافقان امامصدر مهمتر از مواضع جناحي و يا حزبي آنهاست (البته اگر حزبي در ايران به طور رسمي در اين مورد اعلام موضع كند) و ديده شده كه در يك طيف سياسي بلكه در يك حزب سياسي دو عضو دو موضع كاملا متضاد درباره اين موضوع داشتهاند.
گفتمان موافقان امامصدر در هر سطحي كه شكل بگيرد طبيعتا موجب جلب توجه افكار عمومي و ايجاد فرصتهايي براي طرح اين مسئله در مجامع رسمي و غيررسمي مي شود. اما مخالفان او به دو شيوه ناخشنودي خود را ابراز كردهاند. در مرحله اول تلاش كرده اند به هر نحوي از طرح نام امامصدر، شخصيت و خدمات او نزد افكار عمومي جلوگيري كنند. در مرحله دوم و در صورت برهمخوردن اين موازنه از سوي دوستداران امامصدر، مخالفان هيچ باكي از طرح علني و بيپرواي كينهها و تهمتها براي مسموم كردن فضا نداشتهاند.
اما تحليل فضاي سياسي متاثر از چهرهها و گفتمانها، بدون درنظر گرفتن نقش منحصربهفرد آيتالله خامنهاي رهبر جمهوري اسلامي ابتر است. گفتمان آيتالله خامنهاي قطعا موثرترين و در عين حال مشروعيتبخشترين گفتمان نزد افكار عمومي است. در واقع برگ برنده در ميان موافقان و مخالفان امامصدر در دست كسي است كه نظر مثبت آيتالله خامنهاي را جلب كرده باشد.
بر مخاطب هوشمند واضح است كه موقعيت حضرت آيتالله خامنهاي به هيچ وجه با موقعيت بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي قابل مقايسه نيست ازاينرو در بسياري از موضوعات كه اجماعي بر آن در ميان چهرهها وجود ندارد معظمله علنا و به صورت باصطلاح انقلابي روبروي يك طيف قرار نمي گيرند بلكه تنها به ايجاد يك گفتمان نزد افكار عمومي بسنده مي كنند. آيتآلله خامنهاي درواقع به نوعي براي يك طيف در افكار عمومي سرمايهگذاري ميكنند. اينك نوبت طيف موافق است تا با مانور روي نظر مساعد رهبري نسبت به آن موضوع خاص، افكار عمومي را با خود همراه كند و يك مطالبه فراگير اجتماعي ايجاد نمايد. مزيت ديگر موقعيت جديد موافقان كوتاه شدن زبان مخالفان در نقد علني موضع موافقان است چه اينكه مخالفان از قرار گرفتن مقابل رهبري نزد افكار عمومي پروا دارند. با طي تمامي اين مراحل موافقان ميتوانند اميدوار به حضور قاطع رهبري در كنار خود باشند.[2]
با اين مقدمه بيجا نيست اگر پيام حضرت آيتالله خامنهاي به همايش بزرگداشت امام موسی صدر (برگزار شده در خرداد 78) را سرمايهگذاري بزرگ ايشان براي امامموسيصدر و برگ برنده دوستداران آزادي او در برابر مخالفانش بدانيم. خاصه اينكه اين پيام بدون اشاره به تهمتها و انتقادهاي مطروحه از سوي مخالفين امامصدر به همه آنها پاسخ مي دهد و نقشي درخور براي امام صدر در پيروزي انقلاب ترسيم ميكند.
مشخص نيست چرا از حدود يك دهه قبل كه اين پيام صادر شده دوستداران امامموسيصدر مرحله دوم اين استراتژي يعني خلق فضا در عرصه عمومي را دنبال نكردهاند. شايد اگر اين مراحل به درستي از سوي دوسنداران امام صدر صورت مي گرفت امروز شاهد حضور قاطع رهبري در پرونده پيگيري آزادي ايشان ميبوديم.
اما به هر صورت دوستداران امام صدر بايد بدانند كه شرايط تغيير نكرده؛ امروز هم راه آزادي امام صدر همان است كه 10 سال قبل بود. پس بايد براي جبران فرصت هاي از دست رفته با قدرتي هر چه بيشتر به ميان مردم برويم و به طرح اين موضوع بپردازيم و از ملامت مخالفان نيز نهراسيم چه اينكه سند تاييد موثرترين و مشروعيتبخشترين چهره جمهوري اسلامي همراه ماست.
[۱]محمد قوچاني، بازي بزرگان
[۲] در سالهاي اخير بسياري از تشكلهاي دانشجويي عدالتخواه با تكيه بر بيانات رهبري پيرامون مبارزه با مفساد اقتصادي يك مطالبه فراگير اجتماعي را شكل دادند. اكنون كه رويكرد ضد فساد اقتصادي تا حدودي غالب شده دانشجويان و افكار عمومي شاهد نقش پررنگتر رهبري در ادامه اين مسير هستند.
آزادی يعني به رسميت شناختن كرامت انسان و خوش گماني نسبت به انسان
در پي تشكيك عده اي از نمايندگان مجلس در مورد مدارك تحصيلي جناب فعيل؛ كميسيون آموزش مامور بررسي اعتبار اين مدارك گرديد. نتايج بررسي كميسيون از اين قرار بود: ...جناب فعيل نه تنها از دانشگاه آكسفورد مدرك دكتراي افتخاري ندارد بلكه در پي استعلام از دانشگاه آزاد اين دانشگاه نيز مدارك ليسانس و فوق ليسانس ایشان را فاقد صحت و اعتبار دانست.
البته در كشور ما اينگونه افراد بدگمان نسبت به انسان و انسانيت در اقليت هستند و نگارنده آرزو مي كند اين آخرين نمونه از اين نوع وقايع تلخ و جانگداز در كشور عزيزمان باشد. اعتراف مي كنم بنده نيز مثل بعضي از اين عناصر خودفروخته مطبوعاتي مي خواستم فال بد بزنيم اما كلاهم را كه قاضي كردم چيزي بجز آزادي و خوش گماني نسبت به انسان و انسانيت نديدم.
جناب فعيل كشور از مديران با سابقه مملكت هستند. از جمله تابناك ترين دورههاي مديريتي جناب فعيل در سازمان محترم صدا و سيما سپري شده است؛ ايشان در طول اين دوره با مدرك فوق ديپلم، حقوق پايه دكتري كاركنان دولت را دريافت كرده اند. اين موضوع از نيات و اهداف خير رؤساي اين سازمان در طول ساليان گذشته پرده برمي دارد. اينكه چقدر نسبت به انسانها خوش گمان هستند، تا چه اندازه براي كرامت انساني حرمت قائلند و به مديران خود اعتماد دارند. اعتقاد و عمل نيك آنان را شايد بتوان در اين گزاره توصيف نمود:
هر كه به اين سرا درآمد نانش دهيد از مدركش نپرسيد.
اما اين خوش گماني، آزادگي و حرمت نهادن به كرامت انساني در دانشگاه آزاد به كمال مي رسد. جناب فعيل پس از اخذ مدرك دكتراي افتخاري از آكسفورد، دانشگاه آزاد را براي خدمت انتخاب كردند و سالهاست عضو هيات علمي آن هستند. حقاَ انتظاري جز اين از دانشگاه محترم آزاد نبود. گوهر آزادي و خوش گماني بايد در جايي كه بدين نام مزين شده جسته شود. البته بدگمانان مجلس نشين نگذاشتند قصه جناب فعيل و دانشگاه آزاد پايان خوشي داشته باشد و سالها خوش گماني و اعنماد و احترام به كرامت يك انسان را با تنگ نظري بر باد دادند. اما به هر حال مردم حق شناس ايران هيچ وقت پايمردي و فداكاري اين نهاد دانشگاهي را از ياد نخواهند برد.
بله؛
و اينگونه به يمن وجود جناب فعيل ما به عمق آزادي و آزادگي و خوش گماني و حرمت گذاري بر كرامت انساني در تمامي اركان مملكت متوجه و آگاه شديم
و بسا كه در درياي نعمت غوطه مي خوريد و نمي دانيد...
حالا دیگر دو ماهی شده شاید هم بیشتر که اینجا ننوشتم[۱]. دلم برای نوشتن تنگ شده بود و از طرفی فرصتی نبود چه اینکه مشغله های فراوان یکی بعد از دیگری روی میز روزمرگی ها قرار می گرفت و من مامور و معذور.
امسال را به رسم حاکمان نامی نهادم. من هم حاکمم. حاکم روزهای عمر خود که هستم!
سال تحصیل علم و کسب معرفت
برای کسب معرفت در همان آغازین روزهای ۸۷ طرحی زدیم با دوستی قدیمی که هر از چندی در حرم امامزاده ای آن بالاهای شهر بنشینیم و تورقی کنیم آثار علامه طباطبایی را. درس و بحث کتاب گرانقدر شیعه در اسلام دو ماهیست که به اتمام رسیده و یک چندیست که قرآن در اسلام را می خوانیم. کتاب هاییست که فکر می کنم نخواندنش حسرت بزرگی خواهد بود و از بد روزگار ما هر دو کمتر مورد رجوع مردم است. از محسنات کتب علامه این است که در عین محتوای عمیق٬ نثر ساده و روان حضرت ایشان هیچ جویای معرفتی را بی نصیب نمی گذارد.
اما تحصیل علم٬
مدتی بود در ادامه تحصیل به رشته مدیریت مردد بودم. از طرفی ۴ ترم گذشته بود از طرفی دوست داشتنی ترینم این نبود. اینگونه بود که برغم تمام موانع و مخالفتها٬ دل به دریا زدم و مقدمات تغییر رشته را به این سال فراهم آوردم. اولین روزهای شهریور گذشته روزهای سخت امتحانات تغییر رشته بود. چند روزیست نتایج اعلام شده. خدا را سپاس٬ اگر خودش بخواهد که ظاهرا خواسته از این ترم کتاب های رشته حقوق را به دست خواهم داشت.
قصه طولانی تر است اما٬
به اینجا ختم نمی شود.
امتحانات که از سر گذشت دوستان خبر دادند که در نمایشگاه قرآن غرفه ای آراسته اند به نام شهید بهشتی و امام منتظَر سید موسی صدر. ماه مبارک را بعضی از روزها خدمتشان رسیدم. دوستان صاحبدلم الحق همت بلندی داشتند و غرفه ای درخور نام آن بزرگواران پرداخته بودند. اما اقبال پرشور بازدیدکنندگان علتی جز این داشت.
امام موسی صدر
شنیدن از سید موسی صدر لذتبخش بود.
هر کسی که باشی هر طور فکر کنی شیفته می شوی
حیران و واله
او روحانی است اما نه مثل دیگران
مبلغ اسلام
نه مثل دیگران
او طور دیگریست
اسلام رابرای امروزیان عرضه می کند و معتقد است باید اندیشید که اگر آن بزرگواران امروز بودند چه می گفتند.
باور کنید مردم امام صدر را دوست داشتند
همه٬ همه آمدند با هر ظاهری
دمی آشنای سید موسی صدر شدند اگرچه با حسرت سالهای رفته اما امیدوار برای آزادیش دعا کردند.
نکته دیگر که سید موسی را دوست داشتنی و پذیرفته شدنش برای مردم را راحت می کند بکر بودن این نام است.
سید موسی را برای اولین بار معرفی می کردیم در حالی که چهره اش هنوز تابناک و نورانی است هنوز اغراض و اهداف اشخاص و جناحهای سیاسی خاطر مردم را درباره اش مکدر نکرده. هنوز سیره او خر مرادی برای توجیه اعمال این و آن نشده تا برای تحریفش از یکدیگر پیشی بگیرند. به فضل خدا فرصتی دست داد تا یکی از بزرگان انقلاب را همان گونه که هست به مردم معرفی کنیم٬ کاری که شاید تا سالها نتوان درباره هیچ کدام از بزرگان انقلاب انجام داد.
مستند سیره امام روح الله صدا و سیما مثال خوبیست. چگونه می توان با روایت تحریف شده صدا و سیما رقابت کرد؟ چگونه می توان از سیره امام روح الله برای مردم سخن گفت؟
اندوه بزرگیست٬ طاقت سوز!
فقط امیدوارم خداوند دست تحریف گر منفعت طلبان و مصلحت گرایان را از سیره امام صدر کوتاه کند و این شمع هدایت را برای مردم ما محفوظ بدارد .
این بود قصه غیبت دو ماهه من!
این لینک رو هم ببینید:
غرفه امام صدر در نمایشگاه قرآن به روایت کتیبه
[۱]به خاطر همین طولانیه٬ببخشید!
